Nik Love
سراسر عاشقانه
نويسندگان
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان Nik Loveسراسر عاشقانه و آدرس niklove.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






دلنوشته هاي عاشقانه

 


ادامه مطلب
[ چهار شنبه 16 شهريور 1390برچسب:دلنوشته هاي عاشقانه, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

گله میکرد ز مجنونلیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی

که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست به جز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟

برده به دات کام و دات ارگ تو را؟

بهرت ایمیل زدم بیشترک


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:گله میکرد ز مجنون لیلی ,,,شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم

الهي سرخک و اريون بگيري.... تب مالت و بلاي جون بگيري

 الهي از سرت تا پات فلج شه.... کمرت بشکنه،دستت سقط شه

 الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري

 الهي کوربشي چشمات نبينه.... بميري، گم بشي، حقت همينه

 الهي آسم تايپ آ بگيري... هنوز که زنده اي پس کي ميميري؟

الهي شوهر ايدزي بگيري.... بفهمي که داري از ايدز ميميري

 به در بردي از اينها جان به سالم.... الهي دردبي درمون بگيري

[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:الهي تو بميري من نميرم ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

احترامن!

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل

امان از این مسایل که خو گرفته با من

 

نه دسته ی هزاری نه برگ صد دلاری

برای خواستگاری غریبه با طلا من

 

نه چشم دل به سویی نه آنی و نه اویی

نه دختر عمویی بدون آشنا من

 

نه باده ای به چرخشت نه سکه ای در این مشت

نه حلقه ای در انگشت نه لکه ای به دامن (!)

 

چنین شب خموشی دو چشم من به گوشی

که زنگ یک مموشی ، الو ، بله ؟ شما ؟ - « من »

 

جواب رد به من داد و فحش بد به من داد

سرم کشید فریاد : « اوا ! اوا ! اوا ! من ؟ » !

 

چه قصه ی درازی ، چه یار حیله سازی

مرا گرفته بازی ، چو دسته ی سگا من !

 

ستاره های سربی در آسمان ابری

من و هجوم گریه ، خدا بده شفا من !

[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:احترامن! ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

 

هشدار ایمنی!

 

 

 

از پنجره، پوست تخمه را تف كردی

 

 

هر ثانیه بی جهت، ‌توقّف كردی

 

 

 

باید بروی دوباره آموزشگاه

 

 

هفتاد و دو مرتبه تصادف كردی!

 

[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:هشدار ایمنی ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

 

دوستت دارم
 
اغلب به چشم یك برادر دوستت دارم
كافی نباشد مثل خواهر  دوستت دارم
 
 
اندازه ی مینا و مرجان و ملوك الملك
اندازه ی لیلا و هاجر دوستت دارم!
 
 
من به تمام خوبرویان عشق می ورزم
امّا تو را یك جور دیگر دوستت دارم!
 

ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:دوستت دارم ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

 

مترو تاخیر كرد و شاعر ماند!


 

خواب دیدم كه سیل و توفان شد
شاعری شهردار تهران شد
 
شاعر از گربه ها نمی ترسید
شاعر احساس گربه را فهمید
 

ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:مترو تاخیر كرد و شاعر ماند!, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

چه عصر ارتباطاتی!!!

از آن روزی که در ایران موبایل آمد به محفل­ها

تماس آسان نمود اول ولی افتاد مشکل­ها

 

به No Response To Paging عادت کرده گوش اما

از اشکالات SMS چه خون افتاده در دل­ها

 

ندارد آنـــتنی اما مزایایی دگر دارد


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:چه عصر ارتباطاتی ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

دو تا دانشجو

« توی یک دیوار سنگی دوتا پنجره اسیرن

دوتا عاشق، دو تا تنها یکی شون تو یکی شون من »

از «دو پنجره»


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:دو تا دانشجو, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

خیابان خوابها!ـ

با اجازه از خلیل جوادی و علیرضا عصار

 

رنگ موهای سرم،  خاکستریست
رنگ چشم همسرم، خاکستریست

 ش

کاش یک معشوق دیگر داشتم
جای این معشوقه ام، خر داشتم!

 

ما که به تنهایی عادت داشتیم
به نبود زن  قناعت داشتیم!

 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:خیابان خوابها ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

 

سكه درمان من است

كودكان دیوانه ام خوانند و پیران ساحرم
من تفرج گاه ارواح پریشان خاطرم     

ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:سكه درمان من است, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

 

وصلت ناجور
 
وصلت ما از ازل یك وصلت ناجور بود
من كه خود راضی به این وصلت نبودم زور بود
 
 درس و دانشگاه بالكل بی بخارم كرده بود
بسكه بودم سر بزیر و در غذا كافور بود

.

.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:وصلت ناجور ,,, شعر طنز , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم

نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب

نرود از سر ذلت به هوا فریادم

.

.

.


ادامه مطلب
[ یک شنبه 13 شهريور 1390برچسب:شعـــر طنز : من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم ! , ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

ماجرای زن گرفتن من (قسمت دوم)

خانواده نشست و شورا کرد

هر که از ره رسيد غوغا کرد

 

عمه می‌گفت دختر فاميل

خاله می‌گفت با کدام دليل؟!

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:شعر زيبا, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

صبح هر روز مادرم غُر زد

خواهرم هِی به من تلنگر زد

 

که بيا زن بگير آدم شو

فارغ از غصّه‌های عالم شو

 

که بيا زن بگير پير شدی

بی‌نهايت بهانه‌گير شدی

 

زن نداری، عبوس و غمگينی

زندگی را سياه می‌بينی

 

زن بگيری هميشه کيفوری

از غم و غصّه تا ابد دوری

 

آسمان رنگ تازه می‌گيرد

از تو دنيا اجازه می‌گيرد

 

شاه داماد می‌شوی پسرم

پادشاهی کن، ای تو تاج سرم

.

.

.

 

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:شعر زيبا, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

SMS

ای که بر لبهای ما طرح تبسم می شوی
دعوت ما بوده ای، مهمان مردم می شوی ؟!!!


 

 


 

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما


 

 


 

کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم



ادامه مطلب
[ سه شنبه 8 شهريور 1390برچسب:شعر کوتاه عاشقانه, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

هی درس بخوانم بروم دانشگاه

 

هی کار کنم تا بشوم کار آگاه

بی فایده است چون خودم میدانم

تو مرتفعی و من به شدت کوتاه

---------

من ساحل بیچاره اگر دریا تو

سیلی خور موج میشوم تا باتو...

اینگونه هزار بار ثابت کردم

من خواستم عاشقی کنم اما تو...

-----------

در ساحل امن عقل بودم که جنون

یکدفعه مرا به داخل آب انداخت

فریاد زدم کمک! که یک مرتبه عشق

چون ماهی کوچکم به قلاب انداخت

عقلم نرسید و زود نفرین کردم

بر آنکه در آب و آنکه قلاب انداخت.

Nik Love
 
همسر من نه ز من دانش و دین می خواهد
نه سلوک خوش و حرف نمکین می خواهد

نه خداجویی مردان خدا می طلبد
نه فسون کاری شیطان لعین می خواهد

نه چو سهراب دلیر و نه چو رستم پرزور
بنده را او نه چنان و نه چنین می خواهد

اسکناس صدی و پانصدی و پنجاهی
صبح تا شب ز من آن ماه جبین می خواهد

ادامه مطلب
[ دو شنبه 7 شهريور 1390برچسب:در پی شوهر احمق تر, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

پفك

" یک بوس" ، "بلا " ،"بیا" ،" نرو" ،" وای مامان!"

"پیرهن صورتی بی کلک " می گویند





لاغر بزنی "باربی " و "مانکن" هستی

باشی تپلی بهت "پفک " می گویند!


ادامه مطلب
[ دو شنبه 7 شهريور 1390برچسب:پفك, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]

تخم مرغي رفته بود اينترويو
تا مگر کوکو شود يا نيمرو

تخم مرغي بود با شور و اميد
خواست تا مرغانه اي باشد مفيد

فرم استخدام را پر کرده بود
عکس هم همراه خود آورده بود

توي مطبخ از براي شرح حال
پشتِ هم کردند هي از او سوال:

- کيستي تو، از کدامين لانه اي؟
- بوده اي قبلاً در آشپزخانه اي؟


ادامه مطلب
[ دو شنبه 7 شهريور 1390برچسب:تخم مرغ در مصاحبه (به مناسبت گران شدن تخم مرغ), ] [ ] [ رضا نیکوکار ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من رضا نیکوکار هستم به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید اگر دوست داشتید نظر بدهید مرسی
امکانات وب
ورود اعضا:

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 161
بازدید دیروز : 98
بازدید هفته : 161
بازدید ماه : 1315
بازدید کل : 21854
تعداد مطالب : 138
تعداد نظرات : 18
تعداد آنلاین : 1



پخش زنده رادیو