Nik Love سراسر عاشقانه
| ||
|
در ادامه مطلب فریاد از آن نرگس مستی که تو داری آه از دل بیگانه پرستی که تو داری
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تپیدن ، سوختن، در خاک و خون غلطیدن و مردن بحمدالله که درد عاشقی تدبیرها دارد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سراغ یار می پرسم به هر کس می رسم اما به خود آهسته می گویم که یا رب بی خبر باشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفت از نظر و، ز دل نرفت این غلط است کز دل برود، هر آنکه از دیده برفت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمی دانم شوم قربان آن دشمن که بویی از وفا دارد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شمع، گیرم که پس از کشتن پروانه گریست قاتل از گریه بیجا گنهش پاک نشد ادامه مطلب به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
من چقد خوشبختم که به او دل دادم بی هراس و تردید ، باورش می دارم چه دلی داشت ز من ، نتوان باور کرد گله هایی می کرد که توانم کم کرد دوری چند روزه ، چقدر آزارش داد که غریب و آشنا ، نام مجنونش داد آن همه شادابی ، از وجودش دست شست نا امیدی و درد ، روح او را آشفت سایت سرگرمی و تفریحی فانی هادات کام گفت که من چون آبم ، او وجودش تشنگی حس و حال عشق او ، آخر آشفتگی یعنی او تا این حد به دل من دل بست که به روی هر کس راه عشقش را بست حاصل این دوری ، باور قلبم بود قلب پر دردی که ، در برش سخت آسود [ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:شعر, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]
گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد
[ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:عاشقانه1, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]
[ یک شنبه 6 شهريور 1390برچسب:گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود, ] [ ] [ رضا نیکوکار ]
امشب اگر به واژه ها انعکاس کنی
سیلاب اشک به دفتر اشک احساس کنی
در گیر و دار روتق بازار یوسفیان
یک درهمی خرج من آس و پاس کنی
دربین اینهمه زر و زیور عزیز من
این اشک را بتراش و الماس کن
شکوه زغصه ها و ابزار خنده ها
بازیچه ایست که باز مرا احساس کنی |
|
[ ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |